تاريخ افتتاح اول ژانويه 2014 - يازدهم دي ماه 1392

ورزش و هنر

:::

به نام آنكه آرامش بخش دلهاست

 

(( ورزش يك پديده اجتماعي است و هيچ پديده اجتماعي جدا از هنر نيست ))

اگر فعاليت ورزشي داراي تنها يك عنصر اساسي و انكار ناپذير باشد اين عنصر حركت است.

عمل ورزشي بهرحال هميشه عملي است كه حركت انطباق مي يابد و در آن جذب ميشود.

احساس ورزشكار در هنگام مصرف نيرو در واقع ارتباط با عنصر طبيعي و نوعي يگانگي عميق ميان جسم و روان است.

در واقع بدن يك نقش برانگيزاننده را بازي ميكند و جسميت به مثابه (( قدرت انجام دادن )) زندگي ميشود و نياز به كاراندازي جسم انسان منجر به حركت ، اما اين حركت ناشي از چيست؟ و انگيزه هاي دروني آن كدامند؟

آنچه مسلم است نياز به زيبايي و حركات منظم،‌ريتم،هارموني،هماهنگي و جستجوي عوامل تشويق كننده به حركت مانند توپ،موج،دريا،باد،جاده و غيره انگيزه ها هستند.

در ورزش زيبايي جستجو ميشود و هنر خود زيبايي است.در ورزش فرديت انسان متحرك ميشود و هنر خالق تحرك است.اين تحرك ميتواند شخصي يا اجتماعي باشد.اگر به زمان هاي قديم بازكرديم ميبينيم تنها عواملي كه از ابتداي پيدايش بشر با انسان نختسن همراه بوده هنر و ورزش است.اگرچه فعاليت ورزشي از نقطه نظر بياني يك عمل جسمي و ماديست اما قبل از هر چيزي ارج دادن به خويشتن و شناخت خويش است.شك نيست كه در هر رفتار انساني شخصيت نقش اساسي دارد.

ورزش در وهله اول تمايل خويش است به بيان احساس بودن و پيش از اين كشف وجود و آشنايي با خود و در مراحل بعدي گرايش به تحقق بخشيدن.

گفته اند ورزش يك وسيله غير زباني تفاهم ميان انسانهاست و خويشتن انسان در آن منعكس ميشود چنانچه حضرت علي(ع) در نهج البلاغه ميفرمايند:

«از بزرگترين نعمتهاي خداوند بر يك بنده آن است كه او را در خودشناسي و خودسازي كمك نمايد» و اين همان عنصر اساسي زيبايي است و هنر عشق آدمي بر شهود مستقيم عالم وجود.چرا كه پس از شهود عقل آدمي جهان بودن را شناسايي ميكند.

بازميگرديم به دوران پيش از تاريخ

زماني كه انسان در يافت زندگي دسته جمعي بهتر از زندگي فرديست،فعاليت جمعي راه گشاي پيشرفت و زندگي بهتر ميشود و در اين ميان هنر يكي از پيچيده ترين و عميق ترين مفاهيم و پديده هاي زندگي انسان است.

هنر همسنگ عمر خود انسان است و قديميتر از بسياري از پديده هاي اجتماعي مثل سخنگويي،خط و علم و سابقه دارتر از تفكر است زيرا هنر از تخيل سرچشمه ميگيرد و تخيل مقدم بر تفكر و حاكم بر زندگي انسان بوده است.حال آيا باور اين موضوع مشكل است كه براي بررسي حيات فعلي و آينده ورزش بايد آنرا با هنر تلفيق كنيم؟

ورزش در كنار پرورش جسم در ابعاد روح انسان كنكاش ميكند و اين خود اصل اساسي و تفكيك ناپذير رابطه انسان با هنر است.ورزشكار و هنرمند بايد طبيعت را فعالانه و در هماهنگي با حركت ببينند تنها به اين ترتيب است كه ميتوان ورزش را بسوي ايجاد يك فرهنگ جديد فرهنگي كه در هيچ سكوني حل نميشود هدايت نمود.

ورزش به فرد كمك ميكند تا به تعادل برسد و شادي هاي عميقي به انسان هديه نموده و با نجات جسم انسان روحش را رهايي ميبخشد.

عشق به طبيعت عاليترين انگيزه يك هنرمند است. او عوامل طبيعت را مي كاود و عناصر شناسايي يا ديگر ميدهد تا تجلي ظهور حق را در آن به ديده دل ببينيد.مگر نه اين است كه انسان ورزشكار نيز ميخواهد طبيعت را در لحظاتي از حركت فعالش براي خود ضبط كند.در واقع عشق به طبيعت هنگامي در يك قايقران-كوهنورد و اسكي باز و يا حتي شكارچي انگيزه ورزش ميشود كه او بتواند رابطه روحي بين خود و طبيعت ايجاد كند.

«ورزش توانايي انجام كاري به نحو شايسته است» در ورزش تعادل،توارن،ريتم،هماهنگي و قدرت بايد به نحوي تلفيق شوند تا نتيجه كار به پيروزي برسد.

و بد نيست بدانيم هنر،توانستن را مي آفريند و هنر،توانستن است.پس ميشود باور كرد كه ورزش رابطه اي تنگاتنگ با هنر دارد.

شايد تا ديروز اين پديده اجتماعي به شكل اين چنين بسط داده نشده بود اما مگر نه اين است كه فطرت انسان،حق جو،كمال طلب،علم دوست و معرفت جو است؟ مگر نه آنكه ابداع و آفرينش،جمال پرستي و عشق،نيايش و پرستش از ضمير انسان سرچشمه ميگيرد و اگر به زورخانه بازگرديم ميبينيم پهلوانان ايراني در ورزش ملي و باستاني كشورمان اهدافي جز اين نداشتند.ورزش نيز در طول تاريخ مصون از مخاصمات و تعرض نمانده است.

پس بهتر نيست با بازيابي جايگاه اصلي آن اصالت و ارزشي دوباره به آن بخشيم؟

ورزش ميتواند با هنر پيش رود بر اسب انگيزه ها بنشيند و در حمايت هنر به دروازه مقصود نزديك شود.

هنرمند براي ورزشكار ارزشي دوچندان قايل است.

دنياي هنر،ورزش را پايه هاي اجتماعي سقوط و تعالي ميداند.

ورزش نيز چون هنر از ابتداي تاريخ تاكنون جايگاهي در دل مردم دارد رقص گروهي،شكار گروهي،صحنه هاي برد و زورآزمايي همه و همه با هنر گام به گام در مسير تاريخ پيش تاخته اندو امروز نيز بِرَغم تمامي ناملايمات ميتوانند دوشادوش هم عرصه زندگي اجتماعي را ازآن خود سازند.

بحث در مورد اهداف ورزش و هنر و عملكرد آنها در اين مقوله نمي گنجد اما ميتوان در دنياي ماشيني امروز هماهنگي هاي رابطه اي بين هنر و ورزش را برشمرد:

هنر و ورزش هردو بيان خويشتن است.

*بخش گرافيك هنر ارتباطي تنگانگ با دنياي ورزش يافته است امروز ورزش بدون معرفي از توان يابي مجدد عاجز مي ماند و اين مهم بر عهده هنرمندان گرافيست است تا جنبه هاي متعدد رواني،اجتماعي،سياسي،اقتصادي و از همه مهمتر خودسازي و خودشناسي را در ورزش به علاه مندان بشناساند.

*بخش طراحي صنعتي در جهت ساخت وسايل ورزشي با شناسايي ارگونومي بهترين امكانات و مزايا را براي ورزشكارارن فراهم ميسازد.

*هنرمندان معمار در ساخت اماكن ورزشي قبل از هرچيز اهداف و ريزبرنامه هاي قابل اجرا در اين اماكن را شناسايي كرده و تمامي توان و نيروي خود را معطوف هرچه پربارتر كردن پروژه در دست اقدام مي كنند

*مجسمه سازان و نقاشان امروز موضوعات ورزشي را زيباترين موضوعات مي شناسند چرا كه در آن انسان عالي ترين مظهر زيبايي خالق يكتا محور عمده و اساسي است.

بسيارند نكاتي ديگر كه هنر و ورزش را در ارتباط تنگاتنگ قرار ميدهند اما اصل اين است كه:

ورزشكار و هنرمند در جوشش خلقت شركت مي كنند و تپش هاي دل آنها و جهان هماهنگ ميشود.

جملات زيبا

-چه نيكوست با عشق و مهر سخن گفتن،تا گُلي از خواب برآيد.

-دعا و نيايش،موجب آرامش و اميدواري است و انگيزه به زندگي و تلاش و پشتكار را در انسان تقويت مي كند.

-بياييم خلاقانه زندگي و ذهنمان را تازه تر كنيم.

-زندگي را با نيايش،ورزش و تغذيه سالم،دلنشين تر بسراييم.

-اين نيز بگذرد.

 

شعارهاي فرهنگي ورزشي

شجاعت و فداكاري با ورزش

پشتكار با ورزش

اخلاق خوش با ورزش

تمركز ذهن با ورزش

آسايش و آرامش با ورزش

تفريح و نشاط با ورزش

پُر انرژي با ورزش

طرح هاي فرهنگي ورزشي

سخنی پند آموز

امام على سلام الله علیه :
مَنْ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ طابَتْ عِشْرَتُهُ؛

هر كس خوش اخلاق باشد، زندگي اش پاكيزه و گوارا مي‏گردد.